sina hosseini پنجشنبه 20 مهر 1396 10:10 ق.ظ نظرات ()
آخر هفته چه فیلمی ببینیم: از Inception تا Pi

این هفته در معرفی فیلم نگاهی به چند فیلم آشنا می‌اندازیم و سراغ اولین فیلم یکی از کارگردان‌های بزرگ سینما می‌رویم.


با ما همراه باشید...

به هفتمین قسمت از معرفی فیلم وبلاگ رسیده‌ایم. در این مطلب فیلم‌های آشنایی خواهیم داشت که می‌توانید آن‌ها را در نماوا تماشا کنید و به سراغ اولین فیلم یکی از کارگردان‌های مهم این روزهای سینما نیز خواهیم رفت و طبق معمول، یک انیمیشن نیز در لیست این هفته در نظر گرفته‌ایم. ابتدا سراغ اکشن/هیجانی مغزآب‌کن نولان می‌رویم که هیچوقت برای دوباره دیدنش دیر نیست (رکورد خودم ۵ دفعه است) و سپس به یکی از فیلم‌های جمع و جور آلفونسو کوآرون سر می‌زنیم که سر و صدای زیادی کرد و اولین فیلمی بود که تجربه‌ی سه‌بعدی دیدنش را داشتم! سپس سبک‌ها را کاملا تغییر می‌دهیم و وارد دنیای دیوانه‌وار دارن آرنوفسکی می‌شویم، کسی که دیدن فیلم‌هایش ظرفیت بالایی می‌خواهد. در انتها برای اینکه خیلی هم مغزمان داغ نکند، یک انیمیشن دوست‌داشتنی از دیزنی خواهیم داشت که حتما دیدنش لذت‌بخش خواهد بود. با این قسمت از معرفی فیلم وبلاگ نیز همراه ما باشید.

Inception


کریستوفر نولان خوب می‌داند چطور فیلمی بسازد که هم داستان درگیرکننده‌ای داشته باشد، هم منتقدها را راضی کند و هم تماشاگران را روانه‌ی سینماها کند. اینسپشن نولانی‌ترین فیلم نولان است (و دانکرنک غیرنولانی‌ترین آن‌ها) که هشت نامزدی اسکار برای او به ارمغان آورد و چهار اسکار فنی را دست‌اندرکاران فیلم به خانه بردند. فیلم در مورد یک «دزد افکار» به نام دام کاب با بازی لئوناردو دی‌کاپریو است که برای پاک کردن سابقه‌ی جنایی‌اش، به او پیشنهاد می‌شود ایده‌ی یک کار را در ذهن کسی بکارد. نولان ایده‌ی فیلم را از سال ۲۰۰۲ و پس از ساخت فیلم Insomnia داشت و داستانی ۸۰ صفحه‌ای در مورد یک فیلم ترسناک که در آن دزدان رویا نقش اصلی را دارند به شرکت برادران وارنر برد. او به جای ساخت فیلم، تصمیم گرفت در فیلمسازی مهاری و تجربه‌ی بیشتری کسب کند و بعد از کار روی اولین بتمنش، The Prestige و شوالیه‌ی تاریکی، اینسپشن را ساخت. فیلم در ۶ کشور فیلمبرداری شد، ۱۶۰ میلیون دلار بودجه داشت و تنها ۱۰۰ میلیون دلار خرج تبلیغاتش شد اما فروش ۸۰۰ میلیون دلاری آن سود فراوانی نصیب او و کمپانی‌های سازنده‌ی فیلم کرد.

فیلم از زیر تیغ منتقدان هم به سلامت عبور کرده و با ثبت ۸۶ درصد نقدهای مثبت در راتن تومیتوز و میانگین نمره‌ی ۷۴ در متاکریتیک، یک بلاک‌باستر کاملا موفق است. در خلاصه‌ی نقدهای راتن تومیتوز فیلم اینسپشن آمده: «اینسپشن فیلمی هوشمندانه، خلاق و هیجان‌انگیز است و این بلاک‌باستر تابستانی از آن موارد نادری است که هم در ظاهر عالی عمل کرده و هم در باطن و معنا.» پیتر تراورس منتقد رولینگ استونز فیلم را یک شطرنج به شدت خلاقانه توصیف کرده و جاستین چنگ از ورایتی آن را یک تور دو فرانس ذهنی نامیده است. Inception در لیست ده فیلم برتر بسیاری از منتقدان در سال ۲۰۱۰ و حتی قرن ۲۱ قرار دارد و اگر سه‌گانه‌ی بتمن برای معروفیت نولان کم بود، اینسپشن نام این کارگردان را در هالیوود ماندگار کرد. اگر خیلی برایتان مهم است که آن فرفره‌ی آخر فیلم بالاخره می‌ایستد یا نه، تحلیل جامع و کامل رضا حاج‌محمدی از فیلم را از دست ندهید.

Gravity

اگر بگویم برای سکانس افتتاحیه‌ی فیلم «جاذبه» که ۱۳ دقیقه بدون کات است، ماه‌ها صرف طراحی و چند سال صرف ساخت و فیلمبرداری‌اش شده است احتمالا دوباره هوس می‌کنید سری به این شاهکار آلفونسو کوآرون بزنید. جلوه‌های ویژه‌ی این فیلم که در سال ۲۰۱۳ اکران شد، بیش از سه سال در شرکت Framestore بریتانیا در حال ساخت بوده؛ جلوه‌های ویژه‌ای که ۸۰ دقیقه از ۹۱ دقیقه‌ی فیلم را در بر می‌گیرد. کوآرون فیلمنامه را همراه پسرش نوشت و دیوید هیمن که با وی در ساخت هری پاتر و زندانی آزکابان همکاری کرده بود، وظیفه‌ی تهیه‌کنندگی فیلم را بر عهده داشت. جاذبه در مورد دو فضانورد با بازی ساندرا بولاک و جورج کلونی است که در راهپیمایی فضایی‌شان دچار مشکل می‌شوند و سفینه‌ی آن‌ها به دلیل برخورد سنگ‌های فضایی مورد اصابت قرار می‌گیرد. فیلم Gravity یکی از بهترین فیلم‌های سه‌بعدی سینماست و زمانی که جو فیلم‌های سه بعدی همه‌ را تحت تأثیر قرار داده بود، این فیلم کنار آواتار جیمز کامرون و هوگوی مارتین اسکورسیزی از بهترین فیلم‌های سه‌بعدی نام گرفت.

فیلم جاذبه نامزد ده جایزه‌ی اسکار شد که هفت تای آن‌ها را از جمله بهترین کارگردانی برای کوآرون، بهترین فیلمبرداری برای لوبزکس و بهترین موسیقی متن برای استیون پرایس به خانه برد. واضح است که فیلم با استقبال به شدت گسترده‌ی منتقدان رو به رو شد. ۹۶ درصد نقدهای راتن تومیتوز این فیلم نقدهای مثبتی بودند و جاذبه توانست میانگین امتیاز فوق‌العاده‌ی ۹۶ از ۴۹ نقد را ثبت کند. فیلمبرداری امانوئل لوبسکی، موسیقی استیون پرایس، کارگردانی آلفونسو کوآرون، بازی ساندرا بولاک، تکنیک سه‌بعدی و جلوه‌های ویژه‌ی عالی فیلم همه نقاط مثبتی بودند که از جاذبه یک علمی/تخیلی ماندگار ساختند.

Pi

به مناسبت اکران فیلم Mother، جدیدترین اثر دارن آرنوفسکی تصمیم گرفتم قبل از تجربه‌ی فیلم جدید او، از ابتدا کارهای این کارگردان صاحب‌سبک سینما را مرور کنم. آرنوسفکی «پی» را در سال ۱۹۹۸ ساخت و برای آن برنده‌ی جایزه‌ی بهترین کارگردان در فستیوال فیلم ساندنس شد. این فیلم داستان ریاضی‌دانی را روایت می‌کند که تمام زندگی‌اش را گذاشته تا الگویی در دنباله‌ی اعداد پی پیدا کند. او تمام دانشش را به کار می‌گیرد و موفق می‌شود روابطی در تمام جنبه‌های زندگی، از بازار سهام گرفته تا کهکشان‌ها پیدا کند و آن‌ها را با ریاضی توصیف کند اما عدد پی بزرگ‌ترین چالش اوست. آرنوفسکی در این فیلم علاوه بر رابطه‌ی ریاضیات و جهان هستی، مسائلی مانند مذهب را هم مطرح می‌کند و ارجاعاتی به دین یهود و تورات، کتاب مقدس آن می‌زند. فیلم با بودجه‌ی ۶۸هزار دلار تهیه شد و با وجود اکران محدود، بیش از ۳ میلیون دلار فروش کرد و یک موفقیت همه‌جانبه برای آرنوفسکی جوان به ارمغان آورد. شان گیلت و مارک مارگولیس، بازیگران اصلی این فیلم در فیلم بعد او یعنی «مرثیه‌ای بر یک رویا» نیز نقش‌آفرینی کوتاهی کردند.

راجر ایبرت سه و نیم ستاره از چهار ستاره به فیلم داده و در مورد آن گفته: «پی یک هیجان است. این روزها کمتر با آدم‌بدهایی که ممکن است هر لحظه کشته شوند یا اینکه صحنه‌های تعقیب و گریز به چه شکل تمام می‌شوند هیجان‌زده می‌شوم. باید چنین فیلم‌هایی را خیلی حرفه‌ای بسازید تا اهمیت بدهم. اما من وقتی مردی را می‌بینم که ذهنش را تمام و کمال در اختیار وسواس خطرناکش می‌گذارد هیجان‌زده می‌شوم.» جیمز براردینلی در مورد نمره‌ی فیلم می‌گوید: «فیلم ارزش ۳.۱۴۱۶ ستاره را دارد اما چون معیار نمره‌‌دهی‌ام شامل چنین عددی نمی‌شود، امتیاز را به ۳ گرد می‌کنم.»

Big Hero 6

اگر حوصله‌ی فیلم‌های چندلایه و سرگیجه‌های فضایی و بحران هویت را ندارید، کافیست یک انیمیشن دیزنی ببینید تا دنیایتان زیباتر شود. دیزنی در سال ۲۰۱۴ انیمیشن Big Hero 6 را بر اساس کاراکترهای ماورل ساخت که برنده‌ی اسکار، گلدن گلوب و بفتای بهترین انیمیشن شد. پنجاه و چهارمین اثر انیمیشن/کارتونی دیزنی داستان هیرو هامادا را روایت می‌کند، پسربچه‌ای که عاشق ربات‌هاست و با چهارنفر دیگر که علایق مشترکی دارند یک گروه ابرقهرمانی تشکیل می‌دهد تا مقابل یک قدرت شرور مبارزه کند. دیزنی نرم‌افزار گرافیکی جدیدی برای ساخت این انیمیشن طراحی کرد که البته سنتی قدیمی به شمار می‌رود و پیکسار بارها برای شبیه‌سازی‌های خود از نرم‌افزارهای تازه استفاده کرده است. این انیمیشن که با بودجه‌ی ۱۶۵ میلیون دلار ساخته شد، ۶۵۰ میلیون دلار فروش کرد و به پرفروش‌ترین انیمیشن سال ۲۰۱۴ تبدیل شد.

در کنار موفقیت عالی فیلم در گیشه، منتقدان هم این انیمیشن را پسندیدند. امتیاز ۷۴ در متاکریتیک و ۸۹ درصد نقدهای مثبت در راتن تومیتوز گواه این است که Big Hero 6 توانسته علاوه بر مخاطبان جوان خود، منتقدان را هم راضی نگه دارد. در خلاصه‌ی نقد راتن تومیتوز  این انیمیشن آمده: «Big Hero 6 کاملا سرگرم‌کننده و چشم‌نواز ساخته شده. این انیمیشن سریع، پر از صحنه‌های اکشن و حتی بعضی اوقات تأثیر گذار است.» منتقد واشنتگن پست می‌گوید دلیل اصیل دوست‌داشتنی بودن این اثر صحنه‌های اکشن آن نیست، بلکه قلب و وجود شخصیت‌هایش است. منتقد دیگری نظری داشته که شاید همه با آن موافق باشیم: «بیمکس آرامشی منتقل می‌کند که انکارناشدنیست، آغوشی که حتی از پشت پرده‌ی سینما و صفحه‌ی نمایش هم احساس می‌شود.»